تبليغاتX
کلوپ مردادی ها
کلوپ مردادی ها
اولین عید بدون حضور مادرم.اولین تولد بدون مادرم
 
دوشنبه 27 مهر1388 :: 8:4 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام سلام سلام

دوستان عزیزم حالتون خوبه؟

کلی دلم براتون تنگ شده بود.واقعا جدی میگم ولی یه سری اتفاقات افتاده بود مثل پائین اومدن سرعت کانکت/دایورت شدن وبلاگم روی یه وب دیگه ویه سری اتفاقات شخصی که باعث شده بود دیر به دیر سر بزنم یا بهتر بگم اصلا سر نزنم.در هر صورت بهترین فرصت دیدم  تا تو این روز قشنگ به مناسبت روز دختر هم بازگشتی دوباره داشته باشم هم اینکه روز میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر رو بهتون مخصوصا دختر خانومای عزیزتر از جانمو خواهر کوچیکم تبریک بگم.

دخترها روزتون مبارک آقا دست دست دست.راستی این چه وضعشه چرا روز پسر نداریم.



یکشنبه 19 مهر1388 :: 6:56 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام خدمت دوستان گلم.احوالتون خوبه؟

امیدوارم همیشه سالم باشید.راستش نمیدونم از مشهد که برگشتم چی سرم اومده چی شده چه حسی بوده اصلا حوصله وب رو ندارم چند وقته شور و هیجان پست گذاشتن رو ندارم شما نمیدونین؟

در هر صورت چند وقتی میبینید اگه دیر به دیر اومدم منوکجا اومدم اصلا نیومدم به بزرگیه خودتون ببخشید واقعا بی حوصلم شاید یه ذره از خودم دور شدم اصلا خودمو فراموش کردم به قول یکی از دوستان که خودش میدونه کیو میگم و خیلی هم عزیزه اصلا به خودم به وجود خودم توجه نکردم اصلا انگار رضی رضیه درونم آدم نبوده میخوام یه ذره بهش فکر کنم بهش اهمیت بدم شاید اینطوری بهتر باشه.(مدیر کلوپ به این تنبلی و .... دیدین؟)

بازم معذرت.ولی آهای میام میبینما ببینم کامنت نذاشتین میام تک تکتون رو ماچ میکنم حالا از ما گفتن میل خودتونه.الانم اصلا شوخی ندارم خودتوون میدونید. 

فلا بای دا کنید زود برگردم دوستون دارم.

 



سه شنبه 14 مهر1388 :: 11:32 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام سلام سلام

ببخشید ببخشید خوب ببخشید دیگه بابا تو این یک هفته کلی اتفاق افتاده به قول یکی از دوستان نه اینجور.

از پائین اومدن سرعت اینترنت در کرج بگیرید تا ....

متاسفانه چند وقتیه نمیدونم وبلاگم چه مرگشه هر کی باز میکنه من جمله خودم میپره روی یه وب سایته تبلیغاتی.ماشا... مدیر بلاگفا هم بعد از ۱۰ دفعه کامنت گذاشتن اعم از خصوصی و غیر خصوصی انقدر فعال و پیگیر بودن که اصلا میخواستم قید بلاگفا رو بزنم ولی هرچی حساب کردم دیدم نمیتونم از دوستانم تو بلاگفا دل بکنم این مشکل رو هم نمیدونم چطوری باید حلش کنم تصمیم گرفتم یه وبلاگ دیگه مثل همین درست کنم ظاهرا چاره ای نیست.اگه کسی میدونه چجوری میشه این مشکل رو حل کرد لطفا بگه.

متاسفانه میگن تو ایران چرا اینجور چرا اونجور همین امثال آقای شیرازی هستن که آبروی بقیه رو هم که میخوان درست کار کنن میبرن دیگه بابا این چه وضعیه اومدی بلاگفارو درست کردی دستتم درد نکنه ولی پولشو داری در میاری وگرنه بیکار نبودی که ماشا... ۱۰۰۰مدل تبلیغات تو وبلاگا پیدا میشه این چه وضعشه یاهو بااین همه عظمت و بازدیدکننده به یه اشکال کوچک که میخوری بهشون خبر میدی تا درست نکننش آروم نمیشینن اونوقت این آقا اصلا عین خیالشم نیست متاسفم براش.

بگذریم خودتون خوبید؟

جاتون خالی قسمت شد بعد از ۳ سال رفتم مشهد خیلی مسافرت خوب و موندنی بود برای همتون دعا کردم به شدت.

راستی از همتون ممنونم که به یادم بودید با ارسال کامنت تاج گل و چاپ آگهی و این قرتی بازیا دنبالم میگشتین واقعا ببخشید که نگرانتون کردم.از مشهد که برگشتم نمیدونم چرا اصلا حس نداشتم کامنتارو تائید کنم فقط دیروز اومدم دیدم نمیدونم چرا اینجوری شده بود.در هر حال باز هم عذر خواهی مرا رسما بپذیرید.

راستی بر خلاف میل باطنیم ولی این پست کامنت دونیش بازه هرکی هرچی دلش میخواد از قول من به بچه پررو بگه(آیکون عصبانی که داره از کلش دود بلند میشه و کلی هم حرص خورده تازه چشماشم قرمزه خون چشاشو گرفته)



دوشنبه 6 مهر1388 :: 10:53 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام سلام سلام

حالتون چطوره؟خوبید خوشید؟

بابا میخواستم پست بذارم نمیشد نمیدونم سرعت کانکت چرا انقدر پائین اومده در هر صورت حالا که تونستم.

امروز بعد از حدود یک ماه دوباره پست تولد میخوام بذارم اون هم برای یه غیر مردادی.

اول از همه بزن اون دست قشنگره.دست دست.

امروز تولد زری خانومه.بابا زری ه خودمون دیگه زری و روزهای مجردی دست دست تولد تولد تولدت مبارک مبارک تولدت مبارک.

نمیخوام زیاد این پست رو شلوغ کنم ولی حقیقتا این پست رو به عنوان ادای دین میخوام بذارم راستش پارسال از اولین روزهائی که این کلوپ تاسیس شد زری جزو اولین بازدید کننده ها بود و همیشه به من و بقیه بچه ها لطف داشته راستش گفتم ادای دین دلیل داره:

نمیدونم یادتون هست پارسال من کنکور دادم؟(یادتون نیست؟خوش بحالتون کنم مگه آلزایمر دارین؟)

زری جان خیلی منو کمک کرد راستش به نوعی یکی از دلایلی که شاید من خیلی روحیه گرفتم این سماجت و پیگیریه زری بود که از همون روزهای اول منو راهنمائی کرد روحیه داد حتی روز دریافت کارت من یادم رفته بود که زری یادم انداخت در هر صورت هیچ وقت یادم نمیره لطفی رو که به من داشته.

در مورد وب ایشون هم اینو بگم که اگه کسی دلش گرفته باشه فکر نکم بره وب زری دست خالی برگرده ماشالله انقدر قشنگ  و روون مینویسه که هر سری پست جدید میذاره وقتی میخونم کلی روحیم میره بالا البته یه شوخی هائی هم میکنم که خودش میدونه شوخیه البته غیر از ازدواج که اصلا شوخی ندارم.

در آخر زری جان روز تولدت رو دوباره تبریک میگم از خدای بزرگ شادی و سلامتیت رو میخوام امیدوارم همیشه لبت خندون دلت شاد و در آرامش و تنت در سلامتی کامل باشه.

راستی یه ذره تعداد سکه هارو بیار پائین خودم میام بگیرمت.(راستش میخواستم این پست رو مثل همه تولدای دیگه درست بعد از ساعت ۱۲ بذارم که بخاطر سرعت کانکت ترسیدم نشه)



دوشنبه 23 شهریور1388 :: 10:7 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام سلام.

خوبید خوشید؟روزگار به کامتون هست؟فقط امیدوارم سالم باشید بقیش درست میشه.

راستش چند وقتیه دارم روی یه کار نو فکر میکنم منتها یه مقدار ایدش سنگینه.یعنی یه نموره باید کمکم کنید.راستش خسته شدم توی وب هرجا که میری از غم و غصه میگن یا از دنیا مینالن میگم بیایم یه کار گروهی مثل یه بازی راه بندازیم(البته این طرح رو خیلی وقت پیش خوشحال داده بود دیدم طرح جالبیه گفتم مطرحش کنم)مثلا یه طرحی که همه بیان نظرشون رو بدن میخوام مثل مرداد ماه یه خاطره بشه برای همه.خودم هم دارم روش فکر میکنم منتها هرکی نظر داره بیاد بگه.

یادتون هست گفته بودم محمد جان(mdmy1371@yahoo.com) دوست سوشیدا زحمت طراحیه چندتا لوگو رو کشیده یادتون نیست؟خوب شایید نگفته بودم

این عکسهای پائین رو زحمت طراحیش رو آقا محمد کشیده برای لوگوی کلوپ نظرتون چیه؟خوبه؟تغییر نمیخواد؟لطفا نظرات نقدی و غیر نقدیه خودتون رو به کامنت دونی بریزید.

اول پست رو بستم بعد یادم افتاد عکسهارو نذاشتم!!!(بدلیل مشکلات ایجاد شده در وبم متاسفانه مجبور شدم عکسارو بردارم)شرمنده.



دوشنبه 16 شهریور1388 :: 11:49 PM :: نويسنده : رضی جون
سلام خدمت دوستان عزیز.عبادتهاتون قبول.در این شبهای عزیز التماس دعا دارم.

در مورد دو پست قبلی از همراهی همتون ممنونم.به درخواست دوست عزیزمون بحث رو تمومش میکنم.مثل اینکه اینجوری راحت تره.

هرچی خواستم پست بذارم نشد یهو چشمم خورد به نوشته های دکتر شریعتی که بی مناسبت با این روزها نیست.

خدا.علی.معبد.

چه خانه ی سرد و احمق و بی روحی است طبیعت که خدا از آن رفته باشد.

چه شب دراز و تاریک زمستانی است تاریخ که علی در آن مرده باشد.

و چه قبرستان عزادار و غم زده ای است زمین که در آن معبد نباشد.

راستی دوستان ازتون خواهش میکنم برید این پست استاد صلواتی عزیز رو بخونید خیلی آموزندست.http://www.faridsalavati.blogfa.com/post-192.aspx



 
درباره وبلاگ

سلام,ممنون که از وبلاگ دیدن میکنید,هدف از تشکیل این کلوپ جمع آوری اطلاعاتی جامع از متولدین مرداد و غیر مردادی ها میباشد اگه خدابخواد میخوام این وبلاگ رو به حالت یه کلوپ در بیارم تا به لطف خدا بتونیم با هم رابطه ای قوی داشته باشیم.منو از نظراتتون محروم نکنید.راستی بازم میگم این وبلاگ پر بیننده ترین وبلاگ غیر دولتی ایرانه.اگه مدرک دارین خلافشو ثابت کنید.(خنده)

نويسندگان
پيوندها