سلام به همه دوستانی که در این چند وقت اومدن سر زدن و نظر گذاشتن.
نمیدونم از کجا شروع کنم از چی شروع کنم اصلا کاش منم مثل رهی مینوشتم ولی نمیدونم دوست دارم تو این موقعیت همه ناز منو بکشن ولی برادربزرگی گفتن و هزارتا مسئولیت.
صبح روز اربعین حسینی مادرم بعد از ۱۳ سال مریضی و ۳ سال زمین گیر شدن دار فانی رو وداع گفت و مارو تنها گذاشت.
نمیدونم خدا از ما این پرستاری رو قبول کرده یا نه ؟ نمیدونم تونستم حق فرزندی رو بجا بیارم یانه ؟
امیدوارم دعاش پشت سرمون باشه.
از همه دوستا عذر میخوام چون فعلا حوصله جواب دادن به کامنتاتون رو ندارم ولی همشون رو میخونم.